صفحه جالبستان را در فیسبوک لایک کنید

نوشته شده توسط :

 فکاهیات!
روزی سیفو میخواست که تذکره تابعیت اخذ کند. بعد از مراجعه به اداره ثبت احوال نفوس ،
مسئول ثبت احوال نفوس از سیفو پرسید: نامت چیست:
سیفو گفت: سیفو.
مسئول ثبت احوال نفوس پرسید: نام پدرت چیست؟
سیفو گفت: انفجار خان.
مسئول ثبت احوال نفوس پرسید: از کدام قریه هستی؟
سیفو گفت: چم چاق.
مسئول ثبت احوال نفوس پرسید: حالت مدنیت چیست؟
...
سیفو گفت: حالت مدنی چیست؟
مسئول ثبت احوال نفوس گفت: یانی مجرد هستی یا متحل؟
سیفو گفت: لالا من در این گپها نمی فهمم.
مسئول ثبت احوال نفوس گفت: برادر ناموس داری یا نی؟
سیفو گفت: نی نی مامور صاحب نوشته کن بی ناموس. 

 

 

 

روزی انفجار خان از سیفو پرسید: او بچه سیفو اینجا بیا!
سیفو با عجله آمد و پرسید: صاحب امر کنید.
انفجار خان گفت: تو که خود را اینقدر فهمیده میگیری پس بگو که گوز چی شکل دارد؟
سیفو با عاجزی تمام گفت: صاحب معلوم دار است که شکل دایروی و حلقه وی دارد.
انفجار خان پرسید: چطور ؟
سیفو گفت: صاحب در محافل که هر کس گوز میزند در گردن من می اندازند و میگویند که سیفو زده. 

 

 

 

یک روز پسری از قاری پرسید: قاری صاحب فرنی میخورید؟
قاری پرسید: فرنی چیست؟
پسر گفت: یک نوع غذاست که رنگ سفید دارد.
قاری پرسید: رنگ سفید کدام رنگ است؟
پسر گفت: همان رنگ که قاز هم دارد.
قاری پرسید: قاز چیست؟
پسر گفت: همان چیزی که مثل عصای شما گردنش کج است.
قاری گفت: نی بچیم نمیخورم که در گلویم بند نماند. 

 

 

برای خواندن فکاهیات بیشتر و دیدن تصاویر خنده دار بیشتر به جالبستان مراجعه فرمائید!


برچسب : فکاهیات، جالب، وطنی, ,
درباره : فکاهیات افغانی,
تعداد بازديد : 2378
امتياز : نتيجه : 3 امتياز توسط 1333 نفر مجموع امتياز : 4155



:: موضوعات مرتبط: [CategoryPostsTitle]
تاریخ انتشار : يکشنبه 27 اسفند 1391 | نظرات (0)



تبلیغات متنی شما در اینجا فقط در بدل 100 افغانی فی ماه
امارگیر سایت