صفحه جالبستان را در فیسبوک لایک کنید

نوشته شده توسط :

 سینه تنگم

درون سینه تنگم دل صد پاره میگرید 

میان خانه بی کودکم گهواره میگرید 

 زمین بیچاره میدانم فلک بیچاره تر از او 

دو بیچاره به احوال منی بیچاره میگرید 

ز بزم گرم شاهان خنده مستانه می آید 

به چشم من ولی هر خشت برج و باره میگرید 

نوای درد پنهانم در این آوای محوانی 

برای عشق دلدارم چنین مردانه میگرید 

ز بس راهم دراز است آخرِ آنرا کی داند 

میان راه بی پایان ابر آسمانه میگرید 

در این ایام پادشاهی تاج عشقت بر سرم بود 

بیاد لحظه ای عشقت چشم آواره میگرید 

ز مهرت ندیدم مانندی در این دنیای بی مهری 

بیاد مهر راستینت شاعر این ترانه میگرید 

ز راز عشق پنهانی ندانم حرف دلت را 

چرا قلبم برای این همه افسانه میگرید


برچسب : شعر غمگین عاشقانه، سینه تنگم, ,
درباره : اشعار غمگین عاشقانه,
تعداد بازديد : 2620
امتياز : نتيجه : 3 امتياز توسط 1404 نفر مجموع امتياز : 4072



:: موضوعات مرتبط: [CategoryPostsTitle]
تاریخ انتشار : چهارشنبه 18 بهمن 1391 | نظرات (1)



تبلیغات متنی شما در اینجا فقط در بدل 100 افغانی فی ماه
امارگیر سایت